جامعه

نبرد حقیقت و مجاز

“فضای مجازی ” یکی از پر تکرارترین واژه این روزهای مجالس و محافل و محاورات جامعه به شمار می رود. کاربران این فضا بدون اینکه از چیستی آن اطلاعی داشته باشند در این فضا حضور دارند. وفور تکرار این واژه مجال تفکر در مورد موضوع و محتوای آن را به کاربر نمی دهد.
فضای مجازی که بدان سایبر نیز گفته می شود در ایران در دهه ۹۰ رونق جهشی یافت هدف اولیه از توسعه فضای سایبر یا همان مجازی تقویت کانال ارتباطی بین افراد واقعی بود.
از ویژگی های اهداف فضای مجازی ایجاد محیطی بود که شرکت کنندگان در آن توانایی تاثیر گذاری بر تولید قدرت و ثروت و دانایی را به دست بیاورند.
اما رقابت در بستر اینترنت فاقد مدیریت محاسبه گر بوده و هیچ سیستم قانونی قابل اجرا در آن حاکم نیست زیرا این فضا فاقد هرگونه قواعد سلسله مراتبی و پاسخگویی به مقامات می باشد. در واقع فضای مجازی بستری هوشمند و لامکان است که می توان از آن به عنوان تغییر شکل جوامع و فرهنگ هویت های پنهان پدیده ای بدون مرز یاد کرد.
در این بستر تئوری های مدرن را به عقیده دکارت می توان مرتبط کرد که معتقد بود ممکن است مردم توسط دیو شیطانی ناشناخته فریب خورده و آنها را به یک واقعیت کاذب نزدیک کند.

بسیاری از تصورات رایج در عرصه مجازی ایده های دکارت را نقطه شروع خود می دانند. مغز در مواجهه با فضای مجازی آن را با واقعیت در می آمیزد در حالی که فضای مجازی سوار بر آذرخش احساسات گشته و دنیای واقعی را نادیده می گیرد.
فضای مجازی در قالب های زیادی ایفای نقش می کند و می تواند حامل وقایع حقیقی یا احساسات کاذب و زود گذر باشد. اما در نگاهی کلی می توان گفت فضای مجازی احساسی با فضای حقیقی در نبردی تمام عیار قرار دارند. همانگونه که از نام فضای مجازی بر می آید این فضا خود به خود دارای بار کذب و صدق و در نگاهی دیگر شبهه انگیزی می باشد.

وقتی که حامل گزاره های کذب باشد ضریب کذب بر او حمل می شود و جامعه را از مسیر عقلانی خود خارج می کند که می تواند بدترین حربه نابودی ساختارهای جوامع باشد. آنچه که از تولیدات فضای مجازی سیاسی این روزهای جامعه دیده می شود عمدتا با واقعیات انطباق ندارد وقتی که از حقیقت بدور بود به ورطه شبهه و کذب نزدیک می شود.

تکرار و تجمیع شبهه به فاجعه می انجامد. خصوصا آنکه جامعه مخاطب جوان باشد که به دنبال رها سازی انرژی خود می باشد.
مع الاسف رها سازی انرژی متناسب با شرایط سنی جوان نبوده و چاره ای جز پیروی از گزاره های ناصادق از فضای مجازی نیست شاهد مثال حرکات هیجانی جمعی در خیابان های شهرهای کشور در شرایط کنونی می باشد که ملهم از فضای مجازی بوده و فضا آنچنان با هیجان و احساسات آمیخته است که مطالبه های بحق برخی لایه های اجتماعی در درون آن گم شده اند.

شدت مجاز شرف حقیقت را به حاشیه رانده وگردبادی از حوادث ترسیم کرده که هوا و هوس و حقیقت و واقعیت در ان بهم تنیده اند و ارابه های مجازی با توسن احساسات بر پیکرحقیقت می تازد در حالی که جامعه دارای دردها و آلام واقعی است که با هیجانات و احساسات میدانی علاج نخواهد یافت و انتظار می رود وجدان های بیدار به کمک حقیقت برآید و در این معرکه عدالت را قربانی شقاوت و عداوت نکنند.

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا